دست در گردن یاد تو چنانم که مپرسآنچنان یاد تو افتاده به جانم که مپرس
با گُلِ روی تو از باغ دلم رفت بهار
بیتو ای یار! چنان رو به خزانم که مپرس
تا سفر با تو چنان بود و حَضَر بیتو چنین
آنچنان بر حَذَر از همسفرانم که مپرس
من که از پنجهی گرگان به سلامت رَستَم
آنچنان خونی زنجیر شَبانم که مپرس
دوستان طعنه زنندم که وفا در تو نبود
آنچنان زخمی این زخم زبانم که مپرس
تا که دزدیده تماشا کنمت، هرشب و روز
آنچ هیچ...
ما را در سایت هیچ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 20:16
خانهای امن در اقلیم غزلخیزی نیستدر هوا رایحهی وسوسهآمیزی نیست
جانِ خورشید! مرا با همه بیدار نکن
پشت این پنجرهها صبحِ دلانگیزی نیست
سخت غمگینم و دلگیر، برایم کاری
بهتر از پرسه زدن در شب پاییزی نیست
عمر، بیفلسفهای میگذرد میدانم
آخر زندگی هیچکسی چیزی نیست
در تنم منطق و احساس و عطش درگیرند
جنگ سرد است در آن وحشت و خونریزی نیست
وسط تلخترین فصل کتابم هستم
باز هم معتقدی روزِ غمانگیزی نیست؟
- هیچ...
ما را در سایت هیچ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 20:16
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا ای همنشین دل، که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد
آندم
که بی یاد تو بنشینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست، حاکم اوست
حرامم باد
اگر من جان
به جای دوست بگزینم...
- حافظ -
پ ن ۱: همچون صاعقهای بر من فرود آمدیو مرا به دو نیم کردینیمی که دوستت دارد هیچ...
ما را در سایت هیچ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 20:16
اگر به جان عزیزِ تو غم نریخته بودماگر که زندگیات را به هم نریخته بودم!
اگر که دور تنت، دست من طناب نمیشد
اگر که خستگیام بر سرت خراب نمیشد
اگر که در کفن زندگی اسیر نبودیم
اگر که وارث این درد ناگزیر نبودیم
اگر که صاعقه بر سقف خیس خانه نمیزد
اگر به شانهیمان غصه تازیانه نمیزد
اگر که سایهی این بیکسی بزرگ نمیماند
اگر که خانهیمان آشیان گرگ نمیماند
اگر من و تو درین زندگی غریب نبودیم
اگر که ط هیچ...
ما را در سایت هیچ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 20:16
ای هفت سالگیای لحظهی شگفت عزیمت
بعد از تو هر چه رفت، در انبوهی از جنون و جهالت رفت
بعد از تو پنجره که رابطهای بود سخت زنده و روشن
میان ما و پرنده
میان ما و نسیم
شکست
شکست
شـ ـکـ ـسـ ـت
بعد از تو آن عروسک خاکی
که هیچ چیز نمیگفت، هیچ چیز بهجز آب، آب، آب
در آب غرق شد
بعد از تو ما صدای زنجرهها را کشتیم
و به صدای زنگ، که از روی حرفهای الفبا برمیخاست
و به صدای سوت کارخانههای اسلحهسازی، دل بستی هیچ...
ما را در سایت هیچ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 20:16
عاقبت طوطی من لال درآمد از کارچلّه چلچلهام کال درآمد از کار
وعده میداد شب هجر به پایان برسد
وعدهی یک شبهاش سال درآمد از کار
خواب دیدم صنمی آب به رویم پاشید
وسط معرکه غسّال درآمد از کار
صاحب کشف و کرامات شنیدم مشتش
عاقبت وا شد و رمّال درآمد از کار
دل وامانده چو شاهین قضا را پائید
کفتری بیپر و بیبال درآمد از کار
خواستم نظم کنم عاقبتت را ای شیخ
خود به خود قافیهاش ضال درآمد از کار
- ارفع کرمان هیچ...
ما را در سایت هیچ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: يکشنبه 16 مهر 1396 ساعت: 20:16